بيا بشنو در اين سال محبت
كه باشد نغمه ها پيغمبرانه
حديث درس و بحث و شوق و كوشش
ولي اينك به آهنگ زمانه
به زنگ نور هاي آسماني
به شور و شوق ايام جواني
عروس آسمان خورشيد زيبا
ز پشت كوه هاي سخت سر زد
دوباره بلبلي سرمست از وصل
ميان لاله و گل بال و پر زد
شب و ظلمت ز گيتي رخت بربست
عروس آسمان بر تخت بنشست
از آن بالا به رسم ديده باني
به هر چه بود دلخواهش نظر كرد
به ناگه ديد غول ترسناكي
از اين ديدار احساس خطر كرد
ندانم چيست اين موجود مغرور
ولي دانم كه نامش هست كنكور
غلط گفتم كجا كنكور غول است
كه جهل ماست غول اين بيابان
اگر بر جهل خود پيروز گرديم
شود كنكور بر ما سهل و آسان
ولي خاصيت آن التهاب است
از اين رو چشمه چشمم پر آب است
تلاش وكوشش و شب زنده داري
كليد فتح اين راه دراز است
بود معلوم بر هر نكته داني
در رحمت به روي دوست باز است
نياز اين ره عالي دو بال است
يكي كوشش يكي هم اتكال است
+ نوشته شده در جمعه
1386/04/01ساعت   توسط ابراهيم ذوالفقاري
|